خرید بک لینک
شبتب دارد انگار هرشب روی تن ماهیهای مولفزخم حبس می کشد ،ازناچاری لابددر خانه امنگاه آیینه گنگ است و خستهمی ماسد رو تن دیوارها مدام.... هرشبپیچک های مجنون دیوار ،ناغافلخوابهای کال مرامی بلعندو انگشتانم رادر باغچه ی پریشان ذهنوقت نشاندن مکاشفه های بی پایانجا می گذارند...معصومیت های باکره،به باد رفتند ،از همان روزی که نوازش گنجشکها،در ازدحام نان گم شد . ودیگر هیچ#میترا_خان_آبادی + نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ساعت 20:28 توسط م مثل میترا |

برچسب: نویسنده: مینا کریمیان تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت: 13:33

صفحه بندی